خبر فوری : جمعه شب در برنامه T.G.I.F اعلام شد نام آلبوم جدید استاد رگبار است! و تا قبل از عید منتشر خواهد شد و طبق گفته امیر قاسمی استاد۳ سال بر روی این آلبوم کار کرده ، (طبق گفته های علیرضا امیر قاسمی ، و اینکه استاد ، ابی و داریوش پس از مدتها سر یک میز در رستوران نشستند و در مورد آینده موسیقی ایران گفتگو کردند و سیاوش پس از مدتها با ابی روبرو شد ! و حتی گفته شد احتمال همکاری داریوش و سیاوش قمیشی در یک آلبوم مشترک بسیاز زیاد است !!! و امکان همکاری مجدد استاد و داریوش هم بسیار زیاد است!)
مصاحبه ی استاد با رادیوبی بی سی : با سفری که بهزاد بلور بهLas Vegas آمریکا داشته و اخباری که از کنسرتهای آنجا جمع کرده باید یقین داشت که اخبار جدیدی از استاد قمیشی هم در بین اخبار جمع شده وجود داره ! بله ! توجه شما رو جلب می کنم به جدیدترین مصاحبه استاد قمیشی که حدود ده روز از اون میگذره ، مصاحبه ای که بهزاد بلور مجری شبکه بی بی سی پرشین اون رو ضبط و در برنامه های رادیویی بی بی سی ( زیگ زاگ ) در شب پنجشنبه اون رو پخش کرد، می دونم که شما هم مثل من ذوق زده هستید و هر چه سریعتر می خواهید بدونید در این مصاحبه چه گذشته پس ابتدا چکیده و خلاصه ای از مهم ترین خبرهای این مصاحبه : تمام مراحل آلبوم جدید استاد قمیشی انجام شده و فقط میکس و مسترینگ این آلبوم مونده و بلافاصله پس از میکس و مسترینگ 6 تا از آهنگ ها تبدیل به موزیک ویدیو خواهند شد ، انتشار دهنده و کمپانی این آلبوم MZM&Tapesh Records هستند ، این آلبوم شامل 7 ترانه است که 5 اونها از یغما گلرویی است ( استاد اشاره میکرد که این ترانه ها رو قایم کرده بوده ! و خیلی دوستشون داره) و 2 اونها از احسان یاورانی ، تنظیم کل آلبوم از رامون عبدیشو ، استاد و رامون در مصاحبه اشاره می کردند که این آلبوم بهترین آلبوم استاد قمیشی است و اینکه بر روی جزئیات این آلبوم خیلی کار شده و استاد قمیشی هم از این آلبوم خیلی تعریف می کرد ! طوری که بهزاد بلور از این همه تعریف متعجب شده بود ! رامون هم که در این مصاحبه شرکت داشت با گفته این جمله حرف سیاوش قمیشی و تمام کسایی که به عالی بودن آلبوم شک نداشتند رو کامل کرد : مردم چیکار می خوان بکنن با این آلبوم ! این آلبوم سوپرایزی برای همه ! این صحبتها نشون می ده که با آلبومی بسیار زیبا روبروییم ! و اینکه به احتمال زیاد این آلبوم برای اواخر بهمن و اسفند به بازار ریلیز خواهد و این که سیاوش دلیل طولانی نشدن این آلبوم سر وقت و دقیق بودن رامون می دونست ، نکته دیگه این که این آلبوم آهنگ ترنس نداره و بیشتر کارها به سبک قدیم هستند و آهنگهای تند رو هم شامل میشه ولی آهنگهای تند حالت ترنس رو ندارند (طوری که از صحبتها می شد فهمید) و یک آهنگ آروم هم در آلبوم هست که استاد خیلی اون رو دوست داره و چند بیتی از اون هم رو دکلمه کرد :
ای پرنده ی مهاجر سفرت سلامت
اما به کجا میری عزیزم ؟
قفسه تمومه دنیا ! ...
دانلود مصاحبه ی کنسرت لاس و گاس
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 16:40  توسط حسين
|
بنام بخشنده ي بزرگ داور بر حق بنام خداوند ايثار و انصاف
آنچه هم اكنون برايت مينويسم زاده ي فكر نيست، بلكه زاده ي احساس پاكي است كه همه وجودم را به خود مشغول ساخته است.شايد هم اين احساس به آن دليل است كه چند لحظه پيش آهنگ تاك استاد را گوش دادم و از خود بي خود شده ام. بگذار از آنچه در درونم مانند آتش فشان فوران كرده و جلوي گلويم را گرفته برايت بنويسم تا شايد دوباره كمي آرامش پيدا كنم. نمي دانم از كجا شروع كنم و از كدامين ويژگي پاكش برايت بنويسم. فقط همين را ميدانم كه سياوش طلوع بي غروب، شروع بي پايان، عشق بي نقاب، محبت بي منت و پديده ي بي تكرار و يكتاي بي مانند دنياي موسيقي است. شعرها و موسيقي هايش همه از درون او بر ميخيزد و زاده ي تعقل نيست.همه به خاطر تو است و بس. در اشعار و موسيقي پاكش چه چيزي براي تو، دوست عزيزم تحقق پيدا كرده است؟ آيا چيزي را به جز عشق، محبت، اميد، انسانيت، اجتماع ، سياست ، يكرنگي، دوستي ، مهرباني و از همه مقدس تر آزادي ميتوان يافت؟ شايد هم دليل استفاده از دو گذينه ي اجتماع و سياست درون شعر هاي او به خاطر عشق و علاقه اي است كه نسبت به تو روا داشته است. آيا جز اين است؟ به خاطر بيدار ماندن تو در اين سياه چال سرد و تاريك است. به خاطر اين است كه سياوش مانند ديگران تو را در منجلاب هاي اجتماع امروز كه روح و جسم تو را تحليل ميبرند، تنها نگذارده است بلكه همچون خاكي مهربان براي رشد يافتن و به سعادت رساندن نهال پاكي چون تو تا اخرين ذره فرسايش يافته است. شعر هاي سياوش تلنگري به جامعه بشري است تا انها را از خواب زمستانيشان بيدار سازد. خوابي كه نه سال هاي سال بلكه قرن هاي قرن است كه در ان فرو رفته اند. جوامعي كه از خداي خود غافل گشته اند و همه چيزشان را در پول و ثروت جست و جو مي كنند. انسان هايي كه در گرداب هاي زوال و نابودي گير افتاده اند.دست به دامان پليدي ها گشته اند. البته اين متن را به خاطر ان ننوشته ام كه از سياوش يك اسطوره بسازوم ، بلكه از يك الگو ساخته ام. يك الگوي نسبتا" كامل كه در هر جايي و هر شرايطي كه قرار گيرد ، هويت و اصالت پاك خوانوادگي و ملي خويش را فراموش نميكند و به ان پشت پا نمي زند.
او وظايف انساني - عقيدتي خويش را تا كنون به خوبي انجام داده است و به لطف پروردگار زيبايي هايي در مقابل زشتي ها و هرج و مرج هاي اجتماعي قدمي عقب نگذاشته است. پس اگر نمي توانيم تمامي اوامر الهي را به نحو احسنت انجام دهيم حداقل بكوشيم تا همانند سياوش جزئي سازنده و آبادگر از اجتماع پر رنج امروز قرار گيريم. دوست عزيز چند لحظه در نوشته هاي اين حقير و سپس در خود بيانديش. قطعا" وجود پاكت و باغ نوراني درونت توانايي درك آن را خواهد داشت. سعي كن واژه هاي آسماني عشق و ايمان را انچنان در خود شكوفا سازي تا لحظه اي از ياد خدا و كمك به هم نوع غافل شوي. مبادا پليدي هاي روزگار چشمان طاهرت را بر واژه ي پاك "حقيقت" ببندد و زشتي ها و بدي ها را به خاطر آسايش و راحتي تحمل كني؟ مي دانم كه چنين نخواهي كرد. پس بهتر است كه از همين امروز شروع كنيم و نقاب هاي ننگي كه بر چهره هاي ما نقش بسته اند را كنار بزنيم و بكوشيم همانند سياوش بسوزيم تا ديگران را بسازيم و زمينه ي پرورش نهال هاي پاك را محيا سازيم.به امید تحقق آرزوهای والایت.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 18:4  توسط حسين
|
+ نوشته شده در جمعه دوم فروردین 1387ساعت 17:21  توسط حسين
|
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 19:2  توسط حسين
|
بهترین وبلاگ برای دانلود برنامه و تم و بازی برای موبایل های نوکیا و سونی اریکسون و ...

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 17:11  توسط حسين
|
+ نوشته شده در شنبه دهم آذر 1386ساعت 14:16  توسط حسين
|
+ نوشته شده در شنبه دهم آذر 1386ساعت 13:59  توسط حسين
|
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 16:31  توسط حسين
|
میرم از شهر فرشته های زشت.....
دلمو تو چمدون میذارم
گل دونای گلمو برمیدارم
برای ادامه ی این سرنوشت ،
می رم از شهر فرشته های زشت !
شهری که تو دوده کینه ها گمه
لبه آدماش چه بی تبسمه
توی دسته هر دقیقه خنجره
غنچه ی ترانه این جا پرپره
دنبال اون حسای قدیمی ام
حسه بو کردن بارونه بهار
گم شدن تو عطر ه خاک بی قرار
برگای تقویمو اون جا میشمارم
گلامو تو خاکه اونجا می کارم
خاکی اگر چه خاکه خونه نیست ،
اما توش دغدغه ی زمونه نیست !
از غربتی به غربتی وقتشه که سفر کنم !
وقتشه این آواره رو دوباره در به در کنم !
وقتشه که جا بذارم خاطره های تلخمو !
وقتشه از این جا برم ! وقتشه که سفر کنم !
+ نوشته شده در شنبه سوم آذر 1386ساعت 12:19  توسط حسين
|
ممنوع
عشق بی نقاب ، ممنوع ! واژه های ناب ، ممنوع !
عطر گل برگه گله سرخ ، لای عر کتاب ، ممنوع !
طپش گلوله ،آزاد !شعره نانوشته ، ممنوع !
توی وهمو خوابو رویا ، لمسه یک فرشته ، ممنوع !
فصله ممنوعیت گل ، فصله ممنوعیت ساز !
وقته سلطه ی یه ضربدر ، رو تن واژه ی پرواز !
عاشقی ممنوعه این جا ، دل سپردن یه گناهه !
سرت و بدزد ستاره ! این جا چشمک اشتباهه !
کوچه ها بن بست و تاریک ، جاده ای ترانه باریک
مقصد امن رهایی ریال گاهی دورو گاهی نزدیک
قلبه پاره پاره ، آزاد ! نفس ستاره ، ممنوع !
عاشقانه های تازه ، از سرو دوباره ، ممنوع !
فصله شب رنگی خورشید ، فصله گل خونه ، سوزوندن
وقت دزدیدنه ماه دشنه تو دلا نشوندن
عاشقی ممنوعه این جا ، دل سپردن یه گناهه !
سرت و بدزد ستاره ! این جا چشمک اشتباهه !
+ نوشته شده در شنبه سوم آذر 1386ساعت 12:13  توسط حسين
|
دنبال خودت نگرد
لای برگای کتابا دنباله خودت نگرد !
تو غبارا ، تو سرابا دنباله خودت نگرد !
گم نکن خودت رو تو دنیای تردید و دروغ !
زیر آواره نقابا دنباله خودت نگرد !
باورش کن منه تازه رو ! خوده خوده توئه !
اون غریبه که عذابه لحظه هات شده توئه !
صورتت برات نقابه ! خودتو نشون بده !
اون که تن می ده به هر نقابی که موده توئه !
گاهی وقتا صورتت ماله تو نیست
گاهی وقتا آینه هم دروغ میگه
گاهی حتی توآینه خودتو
اشتباه میگیری با یکی دیگه
اگه توی پیرهنت آتشفشون داری ، بیا !
اگه دست تو دسته این حادثه میذاری ، بیا !
خودتو زنده شده تو دله تو !رفیقکم !
اگه خوابتو شکستی ، اگه بیداری، بیا !
+ نوشته شده در شنبه سوم آذر 1386ساعت 12:12  توسط حسين
|
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 16:56  توسط حسين
|
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 16:27  توسط حسين
|
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 11:56  توسط حسين
|
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 10:50  توسط حسين
|
سیاوش قمیشی در ۲۱ خرداد سال ۱۳۲۴در قمیش(محلی در دزفول) به دنیاآمد
همین اول بگم که پارسال سیاوش تولدش به تنهایی تولد گرفت...علتش هم مشغله کاری(آلبوم ابی شب نیلوفری...و آلبوم خودش بی سرزمین تر باد...)و به قول خودش:
"... و خسته از روزگار..."
از تولد امسال هم متآسفانه خبری چندانی ندارم...
سیاوش سه برادر و يک خواهر با نامهای سيروس ، سيامک ، سيمين داره که سياوش از همه کوچکتره...
۸ ماهه بود که به تهران آمد(یعنی آورده شد) ، از ۸ ماهگی تا ۱۴ سالگی در يوسف آباد تهران بود .
ماجرای خریدن اول گیتار سیاوش هم شنیدنیه:
"يک گيتاری توی ويترين يک کفش فروشی( مغازه کفش فروشی هاليوود در تهران) به عنوان دکور آويزان بود و من به پدرم هی می گفتم که اين رو می خواهم ، تا بالاخره شب تولدم اين گيتار به دستم رسيد و بلد هم نبودم که چه جوری کوکش کنم! فقط يک مقداری هر سيم رو انقدر سفت می کردم که صدايی ازش در بياد. تا بعد ها يک گيتاريستی آمد و به من گفت که اين کوکت غلط است و برايم درستش کرد ... که فکر کنم ۱۱ سالگی من بود"
* برادر و خواهر سیاوش در لندن بودند و درس می خوانند. به اصرار برادر بزرگتر سیاوش که از علاقه او به موسیقی با خبر بود ، در ۱۴سالگی به لندن رفت.که به قول خود سیاوش :
" ۱۴ سالم هم نشده بود، سال دوم دبيرستان را تا نصفه خونده بودم که اومدم و غرق شدم در اين موسيقی ... در اونجا موسيقی اصلاً به طور کلی يک چيز درست و حسابی بود ، يعنی تلويزيون ها هفته ای چندين ساعت برنامه های موزيکال داشتند... مردم هم فکر و ذهنشون موسيقی بود و من هم خيلی لذت می بردم. "
كار موسيقي را با زدن گيتار شروع كرده و در ۱۴ سالگي اولين آهنگ رسمي خود را با نام "ای قايقران به کجا می روی" براي ضياء ساخته است...
از دورانی که سیاوش تو لندن بود باز هم از زبون خود سیاوش:
"من دو سال با برادر بزرگترم بودم ولی افکارمون زياد در آن زمان با هم جور در نمی آمد و دعوامون ميشد! يعنی سوا شديم و بعد من آنقدر شبها می رفتم کلوپ و انقدر به موزيکها گوش می دادم ، با بچه های ارکسترها دوست بودم! و چون خودم ساز می زدم و اونها می دونستن ، يکی از ارکسترهايی که گيتاريستشون مريض بود و خيلی وقت بود که قرار بود بره و جاش پيدا نمی کردن ، به من پيشنهاد دادن که يکی دو دفعه ای با هم کار کنيم و اين کار را کردم و خيلی هم جالب بود براشون و من از همون زمانها با اين ارکستر که اسمش Winger برای سه سال کار کردم و بعد از اون اسمش شد Insects برای چهار سال ديگه ...
بعد از اون ديگه ارکستر خودم رو داشتم ، همه انگليسی بودن و من فقط خواننده شون بودم و البته اون موقع گيتار می زدم و بعد ها کيبورد هم می زدم ، اون هم به اين خاطر بود که کيبورديست ارکسترمون رفت و يکی بايد جاش رو پر می کرد که من خودم کردم."
* سیاوش تحصیلات خود رو تا مقطع دکترا در Royal Society of Arts (دانشگاه سلطنتی لندن)
در رشته Jazz Classical به پایان برد ...
در مورد اینکه چطور شد که آهنگسازی رو انتخاب کرد:
" آهنگ سازی من رو انتخاب کرده ... تنوع زياد نبود و بايد اين رشته را انتخاب می کردی ، پيانو که ساز اجباريمان بود و بايد همه می زديم ، ساز انتخابی هم گيتار انتخاب کرده بودم"
یک نکته جالب اینکه سیاوش دوست دارد تا او را يک آهنگساز بدانند تا يک خواننده...
اولین آلبوم سیاوش عروسک شب هست
آلبومی که به نوعی آلبومی فراموش شده هست...
من هنوزم برام سوال چرا سیاوش چرا خودش این آلبوم رو جزء آلبوم های خودش قرار نداده..
بیشتر ترانه های این آلبوم تو آلبوم های بعدی سیاوش باز خونی شده...
یه نکته جالب اینکه یه ترانه سیاوش (پاییز) توی آلبوم دهاتی شادمهر بازخونی شده...
سیاوش قمیشی 5 بار ازدواج کرده که از همسر اولش (وصال) پسری به نام علیرضا دارد که اکنون نیز در شیراز ایران است و جدیدا خود را به نام کیارش جا زده وآلبومی به نام بی خیالش را در ایران داده و خود سیاوش می گوید زیاد در تماس نیستیم. اون جور دیگه زندگی می کنه، من جور دیگه زندگی می کنم... اونجوری که اون زندگی می کنه مورد تائید من نیست... نه به عنوان پدر، به عنوان آدمی که می خواد با یه آدم دیگه در تماس باشه... در نتیجه تماسمون کمه.
پایان
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 13:34  توسط حسين
|
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 12:38  توسط حسين
|
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 15:49  توسط حسين
|
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 10:47  توسط حسين
|
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 9:58  توسط حسين
|
+ نوشته شده در جمعه دوم شهریور 1386ساعت 11:34  توسط حسين
|